آخرین روزهای دوسالگی
سلام نازنینم.
امروز یکشنبه 10 بهمن 1395 و شما 1 سال و 11 ماه و 15 روزته
15 روز دیگه تا تولد دو سالگیت مونده
دغدغه این روزای من اینه که چجوری از شیر بگیرمت
خودم حس وابستگی بیشتری بهت دارم
حس میکنم وقتی از شیر بگیرمت ازم دور میشی
عاشق وقتی هستم که شیر میخوری و با اون چشمات نگاهم میکنی و میخندی
حتی تصور شیر نخوردنت هم اشکمو در میاره
عاشقتم پسرکم
با تمام وجودم.
تحمل یه لحظه ناراحتی تو رو هم ندارم
وقتی از خونه میام بیرون لحظه شماری میکنم که کی کارم تموم میشه و میام خونه و بغلت میکنم
بوسیدن و بغل کردنت بهم آرامش میده
وقتی کنارت بخوابم و تو رو بغل بگیرم آرامش بخش ترین و بهترین لحظه های زندگیمه
روزی هزار هزار بار میبوسمت
کف پاهای نازتو روی لپم میذارم و میبوسم و تو غش غش میخندی
عاشق خنده هاتم نفسم
این روزا میتونی تا حدودی صحبت کنی
وقتی صحبت میکنی هزار بار قربون صدقه تو میرم
فدای تو بشم عزیز دلم
همیشه برات دعای خوشبختی و سربلندی میکنم
انشاا... همیشه شادی و خوشحالی و موفقیتت رو ببینم عزیزترینم



آخرین روزهای دوسالگی
